تو به استعدادهای من شک داری ؟؟ واحد تهران

خرید بک لینک

امیر کبیر صغیر نحیف ؟؟!!

بیایید در یک پروژه عملی

تا بدان رسوایتان کنم از جنگ به

نشاید کشوری جهان اولی خلق

خلق کرد مغز و استعداد را بهتر

انسانیت از هر چه بهتر است

رقابت است

در نهایت آن برتری

[با مقداری سانسور جهت حفظ انرژی +]

آخه از روزی یادم میاد به ما گفتن بخون

از روزیم شدیم از اهل ساختن دیگه خوندم کاره ای نبود زیاد

حالا هم که وارد محیط کار شدیم لنگ زدن و کم آوردن نه شهر کوچکی مثل سیرجان که فقط بلدن هفت میلیارد بدو اختلاس کنن

دانششششگاه های مثلا برتر انگار ام آی تیه جدی گرفتن

منم موقعیتش بوده حرفمو میزنم

بااجازه حسین عزیز که تحمل می کنه

مکان دانشگاه امیرکبیر بزرگ :

آورده اند در یکی از روزهای سرد زمستانی دو تن از دوستان همشهری که توسط واسطی از دانشگاه امیر کبیر قصد ساخت وسیله ای خاص را کرده بودند و فرد طراح که بسیار مدعی بوده و میدانسته استعدادهای شخصی اش در حد ساخت شاتل است اما مدام میلنگیده است به این دوستان عزیز ما بگفته بدانید به دلیل تکبر بیش از حد زیاد نه تنها از شما مبلغی گزاف پول خواهم ستاند چرا که عزیز دوردانه خانه هستم بلکه به ازای هر عملکرد اضافی در پروژه ، شما را مورد تمسخر و اذیت قرار میدهم تا شود شما را سجده کرده بر من و همچنین پس از اتمام کار من کد منبع برنامه نویسی را به شما نداده اما چرا که تنها پول شما را خواهم و اشتراک اطلاعاتی حتی مواردی که سهم شما است را نخواهم باز نشر داد تا شود شما مانید عقب.پس مرا بسیار درود دختر عمو رسان که او نیز از در بین شماست و دلم برایش تنگ چه بسیار

بدین ترتیب این دوست تیز هوش و پخبه ما چنین تکبر بسیار خویش را نابود کرد البته نه از پستش کم شود نه از لا پر قو بودنش چرا که امثال این افراد زیاد بوده و مسئولین نیز ندارند فهم بسیار در ارجع نهادن بر که آنکه خودشان خوششان اید و برایشان می مالند یا آنکس که خود از درون دارد ارزشی خاص ، پس بسیار بودند دانشمندان آلمانی مقیم ایران که گفته بودند شما حتی اگر همین پروژه را انجام دهید خودش طی راهی بزرگ است و هنوز به پروژه های مبتدی بهای بسیار در ایران مرز پر پخبه دادند بماند پیشرفتی نیست که اینان عادی شود پس ما بدان کردیم عجیب بماند دهان ها بسیار باز،اما اون دو دوست ما طرف را با چندی متلک آب دار ره سپار قهر و ترک نموده ای ، بدون اینکه حتی یه 100 تومنی آهنی بدو دهند و سراغ من آمدی

مکان سیرجان :

اوایل کار بنده به دلیل غرور بیش از حد نه به دلیل اینکه ملت زیادی آب و ماستن و کشک بازی در میارن یه کَمَکی اینها را اذیت نمودی تا پروژه اینان تحویل بدادی اما در نهایت مثل یه بچه خوب نه تنها پروژه اصلی را تماما کامل برنامه نویسی بلکه عملکردهای اضافی را نیز بدون غر غر و از روی علاقه تکمیل نموده و تحویل این گل پسرها دادی ( به شرط اینکه منشی شرکت یه پیرمرد کچل سیگاری باشه)

حالا این شد مدام می گویند که ای کاش پسر ما شده زودتر کشف مینمودیم تو را آخر پخبه و امیر کبیری بودن را نشد نصیب هر کس نمودن بدان که سوسک هم نیستند جلو عظمت هوش عملیاتی و مادام تا آخر عمر از دانشگاه بووق بیرانی تشیده و سایر دانشگاه های کشور را به تمخسر و سخره شدیدتر در هر جمعی گرفته تا بدانند عالم با دانشجو زمین تا آسمان دیگه زیادی تعریف کردم تمام.

راستی یه بنده خدایی برای دانشگاه صنعتی سیرجان چندی پروژه انجام داده

حالا کار ندارم دکترهای فیزیک چی نه ولش ضایعِ

اما میگن حالا هرچی میخوان بسازن حتی وبلاگ میگن باید از استپ موتور استفاده کنی !!!

پی نوشت : بلا نسبت کسی عکس اولی پروژه خودمه نه احد و ناسی

ادمین تو را خیر بسیار باد از جانب ایزد که بسا وبلاگت بسیار وسیله خوبی بوَد از جهت خار نمودن احمقان

درود پروردگار بر تو باد که خود نعمتی از جانب او


برچسبها: امیرکیبر سوک شد, جلو استعداد ها, حفظیاتتو بچسب, مکاترونیک تهران را چه بود این است که غول تر
ادامه مطلب بچه های فناوری اطلاعات سیرجان...

ما را در سایت بچه های فناوری اطلاعات سیرجان دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 149 تاريخ: يکشنبه 14 خرداد 1396 ساعت: 23:58

صفحه بندی